خوشگل بودن یا نبودن مسئله این است! (1)
توی کتاب الروضه البهیه (شرح لمعه از مرحوم شهید ثانی) که سال چهارم حوزه می خوندیم توی باب نماز جماعت بحثی بود درباره ی شرایط امام جماعت و اینکه اگر دو نفر بودند که هر دو می توانستند یا هر دو می خواستند جلو بایستند کدام یک بر دیگری ترجیح دارد از جمله موارد ترجیح یکی بر دیگری خوشگل تر بودن یکیشون بود:
عبارت: فإن تساووا فیه فالأصبح وجها...
از "اصبح وجها" دو تفسیر شده 1. خوشگل تر باشد 2. خوشنام تر باشد.
بعد توضیح داده که چرا خوشگل تر بودن یکی از موارد ترجیح است: چون خوشگل تر بودن دلیل بر این است که خداوند عنایت بیشتری نسبت به او داشته است. (ر.ک: روض الجنان فی شرح إرشاد الأذهان که کتاب دیگر شهید ثانی است.)
این هم مستندات روایی این حکم:
7292- 4- فِقْهُ الرِّضَا، ع إِنَّ أَوْلَى النَّاسِ بِالتَّقَدُّمِ فِی الْجَمَاعَةِ أَقْرَؤُهُمْ لِلْقُرْآنِ وَ إِنْ کَانُوا فِی الْقُرْآنِ سَوَاءً فَأَفْقَهُهُمْ وَ إِنْ کَانُوا فِی الْفِقْهِ سَوَاءً فَأَقْدَمُهُمْ هِجْرَةً وَ إِنْ کَانُوا فِی الْهِجْرَةِ سَوَاءً فَأَسَنُّهُمْ فَإِنْ کَانُوا فِی السِّنِّ سَوَاءً فَأَصْبَحُهُمْ وَجْهاً وَ صَاحِبُ الْمَسْجِدِ أَوْلَى بِمَسْجِدِهِ
7295- 7- السَّیِّدُ الْمُرْتَضَى فِی جُمَلِ الْعِلْمِ، وَ قَدْ رُوِیَ إِذَا تَسَاوَوْا فَأَصْبَحُهُمْ وَجْهاً.
منبع: مستدرک الوسائل، ج6
نکته: اشتباه نشود نه این که اگر دو نفر شرایط امام جماعت شدن را داشتن یکسره برویم ببینیم کدام خوشگلتر است بگوییم آقا شما بفرمایید نه. اول چیزهای دیگری را مطرح کردهاند مثلا اینکه کدام یک قرائت نمازش بهتر است، بعد اینکه کدام یک به مسائل شرعی داناتر است همین طور بگیر بیا بعد اگر در همهی موارد مساوی بودند آن وقت اونی که خوشگل تر است.
پس خوش به حال خوشگل ها!
چند حدیث دیگر درباره ی خوشگل ها:
- امام رضا علیه السلام فرمود:
«ثَلاثٌ یَجلینَ البَصَر: النَظَّرُ اِلَی الخَضرَةِ وَ النَظَّرُ اِلَی الماءِ الجاری وَ النَّظَرُ اِلَی الوَجهِ الحَسَنِ».(وسائل الشیعه، ج14، 38)
«سه چیز دیده را روشن می سازد: نگاه کردن به سبزه، آب جاری و به صورت زیبا».
أمالی الطوسی : عن أنس بن مالک ، قال : قال رسول الله ( صلى الله علیه وآله ) : علیکم بالوجوه الملاح والحدق السود ، فإن الله یستحیی أن یعذب الوجه الملیح بالنار.
با دارندگان چهرههای بانمک و سیه چشمان معاشرت کنید که خداوند حیا میکند از اینکه چهرهی بانمک را به آتش بسوزاند.
( منبع: مستدرک سفینه البحار، ج 9، 418)
این حدیث را که می خواندم یاد این بیت حافظ افتادم که
مرا مهر سیه چشمان ز سر بیرون نخواهد شد قضای آسمان است این و دیگرگون نخواهد شد
- حضرت علی (ع) فرمود: حسن وجه المؤمن حسن عنایه الله به
روی زیبای مردم با ایمان، عنایت نیکوی خداوند است.
منبع : غرر الحکم، ص 379.
نکته: با این حدیث معلوم میشود کلام شهید ثانی که فرمود لمزید عنایه الله... از کجا آب می خورد.
- حدثنا دارم بن قبیصة قال: حدثنا على بن موسى الرضا عن ابیه عن ابائه عن على بن ابیطالب (علیه السلام ) قال: قال رسول الله (صلى الله علیه و آله و سلم ) اطلبوا الخیر عند حسان الوجوه، فان فعالهم احرى ان تکون حسنا.
دارم بن قبیصه از حضرت رضا (علیه السلام ) از پدرانش از حضرت على (علیه السلام ) روایت کرده که رسول خدا (صلى الله علیه و آله و سلم ) فرمود: خیر را پیش زیبارویان بجویید، زیرا رفتارهای آنها سزاوارتر است که زیبا باشد.
منبع: مسند الامام الرضا (علیه السلام )، جلد 1، ص 287.
نکته: البته روشن است باید از این امکان در مواردی که شرعا مشکلی ندارد استفاده کرد و گرنه روز قیامت دمار از روزگار آدم بر می آورند برآوردنی!
نکند بعضی با دیدن این احادیث و شنیدن این حرفها خیال کنند از خود فردا صبح تایم اداری هر صورت زیبا و چشم سیاهی دیدند باید فیضی ببرند، نه عزیز دل برادر قرآن میفرماید:
قُلْ لِلْمُؤْمِنِینَ یَغُضُّوا مِنْ أَبْصَارِهِمْ... نور: 30
به مردان مومن بگو چشمهای خود را (از نگاه به نامحرمان) فروگیرند...
وَقُلْ لِلْمُؤْمِنَاتِ یَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصَارِهِنَّ... نور31
به زنان مومن بگو چشمهای خود را (از نگاه به نامحرمان) فروگیرند...
پس روا بودن نگاه به خوبرویان و ارتباط با آنها به شرطی است که حریمهای شرعی رعایت شود.
ممکن است کسی بگوید ما خوبرویانی میبینیم که زشتکردارند و نیکو صورتانی که دیو سیرتند پس احادیث بالا چه توجیهی پیدا میکنند. پاسخهایی به زبان طلبگی عرض میکنم برای دوستانی که اطلاعاتی دارند بعد مثالهایی هم میزنم برای دوستان دیگر. 1. احادیث ناظر به مقام اقتضا هستند اما برای وقوع یک پدیده وجود مقتضی تنها شرط نیست بلکه عدم مانع عم شرط است. مثلا من میگویم برای روشن کردن آتش از کبریت استفاده کن اما این به شرطی است که این کبریت سالم باشد مثلا اگر خیس شده باشد این اثر از آن سر نمیزند.
نکتهی دوم این است که بسیاری از حکمهای کلی قیدها و تبصرههایی دارند که ناگفته معلومند. مثلا من میگویم برای رفع تشنگی آب بخور اما معلوم است منظور آب پاکیزه است نه آب آلوده به میکروب وبا.
وقتی آدم حدیثهایی شبیه حدیث بالا میبیند که خداوند به خوشگلها عنایت داشته، اینکه خدا هوای آنها را دارد، اینکه همراه خیر و خوبی هستند و از طرفی اگر این حرف درست باشد که آمار خوشگلها در جنس زن بیشتر است چه نتیجهای می گیری؟ من نتیجه میگیرم به طور کلی عنایت خداوند به زنها (از این جهت) بیشتر بوده و هست و آمار دارندگان خیر و خوبی در زنها بیش از مردان است.
امام صادق (ع): أَکثَرُ الخَیرِ فِى النِّساءِ؛ (من لایحضره الفقیه، ج3، ص385، ح4352)
بیشترین خیر و برکت در زنان است.
این را داشته باش. حالا این حدیث را ببین.
امام صادق فرمود: کُلَّما ازدادَ العَبدُ إیمانا ازدادَ حُبّا للنِّساءِ (وسائل الشیعه ، حر عاملی، 1403 ه ، ج 14، ص11)
هر چه ایمان بنده افزون شود محبت او به زنان فزونی مییابد.
پیش از این معنایی که از این حدیث میفهمیدم این بود که منظور از نساء در این حدیث همسر خود مرد است. یعنی مردان مومن هر چقدر ایمانشان زیادتر شود زنانشان را بیشتر دوست خواهند داشت.
اما این معنا چندان مرا راضی نمیکرد چون این معنا بیشتر مناسب چنین عبارتی است:
کُلَّما ازدادَ العَبدُ إیمانا ازدادَ حُبّا لزوجه
اما با توجه به احادیثی که در بالا آوردهام معنای تازهای به ذهنم رسیده:
هر چه ایمان بنده افزون شود محبت او به جنس زن فزونی مییابد.
چون هر چقدر ایمان مرد بیشتر شود پیوند عقلی و قلبیاش با خدا بیشتر میشود و به او نزیکتر میشود و نسبت به جلوههای عنایت و رحمت و خیر او محبت بیشتری پیدا میکند و زنها به دلیل زیبایی بیشتر عنایت خداوند را بیشتر منعکس میکنند و لذا مومن به آنها محبت بیشتری پیدا میکند.
به قول مولانا:
خوبرویان آینهی خوبی او عشق ایشان عکس مطلوبی او
قال رسول اللّه صلی الله علیه و آله : «حُبّبَ الیَّ مِن دنیاکم ثلاثٌ: النساءُ و الطّیب و جُعلت قرّةُ عینی فی الصلاةِ.»(بحارالانوار، ج 76، ص 141. روایت های 8 و 9، باب 19)
رسول اکرم صلی الله علیه و آله فرمودند: از دنیای شما سه چیز مورد علاقه من قرار داده شده است: زنان، عطر و نور چشم من در نماز است.
نکته: روشن است که این علاقه از جنس شهوت افسار گسیختهی خارج از محدودهی شرع نیست و گرنه با ایمان رابطهی معکوسی پیدا می کرد نه رابطهی مستقیم. هر چند این محبت می تواند گاهی سویهی مادی و جنسی هم پیدا کند نسبت به فرد یا افراد خاصی و در چارچوبی که شرع خدا مشخص کرده است (ازدواج) و بین این دو منافاتی نیست.
امام رضا (ع): «ثلاث من سنن المرسلین العطر و اخذ الشعر و کثره الطروقه. (الکافی ، جلد 5 ، صفحه 320 ، حدیث 3)
محمر بن خلاد می گوید شنیدم حضرت رضا(ع) می فرمود: سه چیز از از خصلتهای مشترک همه پیامبران است پیامبران است: عطر زدن، زدودن موهای زائد بدن و کثرت طروقه (آمیزش)
بنابراین طبق این حدیث اگر کسی از زنها کلا بدش بیاید این نشانهی خوبی نیست و باید در ایمانش و میزان آن تامل کند.
ابن عربی در فتوحات، مینویسد:
من در آغاز دخولم به طریقت بیش از همه از زنان کراهت میداشتم و حدود هیجده سال بر این حالت بودم تا این مقام را شهود کردم و با وقوف به حدیث نبوی (حبّب الی من دنیاکم ثلاث:النساء...) و با توجه به اینکه پیامبر (ص) به اقتضای طبیعت و شهوت زنان را دوست نمیداشته بلکه حبّ او از تحبیب الهی بوده به زنان محبت ورزیدم و اکنون بیشتر از همه به آنان مهر میورزم و بیشتر از همه حقوقشان را رعایت میکنم زیرا این از روی بصیرت و تحبب الهی است نه حب طبیعی.
(فتوحات، ج 7،باب 364،ص 421،521).
این نوشته کمی طولانی شده و همین شاید باعث شود مطلب درهم و برهم شود و این سخن گیلبرت رایل را به شدت قبول دارم که مهمترین چیز در بارهی استدلالهای یک فیلسوف این است که باید برای دیگر انسانها و البته برای خودش مچگیری او کار بسیار سادهای باشد ، اگر اصلاً بتوان مچ او را گرفت!» برای همین به نظرم رسید ادعا و استدلالم را منظم و مختصر بنویسم تا بشود بهتر بحث کرد.
1. در روایات آمده که خوبرو بودن از مرجحات امام جماعت است زیرا دلیل بر عنایت بیشتر خداوند به این افراد است.
2. در روایات دیگری هم خوبرو بودن یک مزیت به حساب آمده و خوبرو بودن نشانهی بعضی از امتیازات معنوی دانسته شده از جمله خیر نزد آنها است، خداوند حیا میکن که آنها را عذاب کند و...
3. تعداد خوبرویان در زنان بیش از مردان است.
4. تعداد کسانی که خداوند به آنها عنایت بیشتری داشته و کسانی که خیر نزد آنها است و... در زنها بیشتر است.
5. بر اساس روایت بین افزایش ایمان و افزایش محبت به زنان رابط هی مستقیمی وجود دارد.
6. چرا؟ به نظر من یک علت میتواند این باشد که چون هر چقدر ایمان انسان افزایش پیدا کند ارتباط عقلی و قلبی او با خدا بیشتر میشود و این باعث میشود حقایق بیشتری را میبیند یا حقایقی را بهتر میبیند.
7. از جمله حقایق این عالم عنایت خداوند به خوبرویان است.
8. چون تعداد خوبرویان در زنان بیشتر است، عنایت خداوند در زنان بیشتر تجلی کرده است؛ لذا مرد مومن این تجلی را در زنان بیشتر میبیند لذا محبتش به زنان بیشتر میشود.
نکته: نه اینکه این حالت فقط نسبت به زنها وجود دارد انسان تجلی خداوند را در ذرهای از ذرات عالم ببیند، محبتش به آن بیشتر میشود. به قول سعدی:
به جهان خرم از آنم که جهان خرم از اوست عاشقم بر همه عالم که همه عالم از اوست.
هر چند به دلایلی از بین اجزاء عالم این خصوصیت در زن بیشتر است. به قول ابن عربی:
فشهود الحق فیالنساء اعظم ُالشهود و اکملهُ (فصوصالحکم، فص محمدی، ص 217)
مشاهدهی پروردگار در زنان، بزرگترین و کاملترین مشاهده است.
به هر حال بحث من الان دربارهی زنان است و اثبات شیء نفی ماعدا نمیکند.
البته غیرخوشگل هایی مثل منم ناراحت نشوند به اونا هم می رسیم یه چیزایی براشون بگم که خوشگل هی حسودیشون بشه و این قدر واسه ما کلاس نذارن بعله! پس چی؟!
کلمات کلیدی : خوشگل، بدگل، عنایت خدا، توجه مردم